خلاصه داستان: «بار دیگر شهری که دوست می داشتم»، از عشق، ناکامی، دوری و طرد شدگی 1
شناسه خبر: 4840
بازدید: 68




خلاصه داستان: «بار دیگر شهری که دوست می داشتم»، از عشق، ناکامی، دوری و طرد شدگی 2

خلاصه داستان: «بار دیگر شهری که دوست می داشتم»، از عشق، ناکامی، دوری و طرد شدگی حکایت می کند

استاد ابراهیمی، دوران کودکی و کهنسالی زن و مردی را در هم می آمیزد و دنیایی از فراموشی را به نمایش می گذارد.‌

داستان از سه فصل با عنوان های باران رویای پاییز، پنج نامه از ساحل چمخاله به ستاره آباد و پایان باران رویا تشکیل می شود. پسر و دختری که همسایه هستند و همبازی یکدیگر، عاشق هم می شوند. اما خانواده های آن ها مانع ازدواج آن دو هستند. بنابراین آن دو به ساحل چمخاله می گریزند. زندگی در آن جا برای هلیا پر از سختی هاست… و چیزی نمی گذرد که او باز می گردد‌
‌اکنون مرد در تنهایی خویش گم می شود‌

این داستان که شاهکار نادر ابراهیمی است، پر است از جمله ها و وقایع زیبا و دردناک. یکی از جالب ترین نکات درباره ی این کتاب این است که فقط شخصیت «هلیا» اسم دارد و دیگر شخصیت های کتاب، فاقد اسم می باشند.‌
‌همچنین از تاثیر گذارترین قسمت های کتاب، همان جمله ی آغازین است که ناخودآگاه خواننده را به سمت خود می کشد…‌‌



Source

نویسنده

pazzel
كنترل اطلاعات و بارگذاري ديتا
  1. سلام هر کسی دنبال رمان بار دیگر شهری که دوست می داشتم نادر ابراهیمی کتاب بسیار زیبایی هر کی نخوانده پیشنهاد میکنم بخوانید چون خیلی خیلی قشنگه و زیباست پیشنهاد میکنم بهتون

  2. سلام هر کسی دنبال رمان فقط رمان عاشقانه ایرانی و کامپیوتر pdf  جدایی و ازدواج اجباری و انتظار و لجبازی و کل کلی و قشنگ و غمگین و ترسناک و پلیسی و اجتماعی میگرده من می تونم بهتون کمک کنم رمان های خوندم بهتون پیشنهاد میکنم پس به این پیج اینستاگرم من @parisawio سر بزنید و هر سوالی در مورد رمان دارید از طریق دایرکت و کامنت بپرسید من بهتون کمک می کنم

ارتباط با پشتيباني